با من از عشق بگو

یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...
قرارم باش و یارم باش .....
جــــــــــــــــــــــــــــــــــهان تاریکی محـــــــــــــــــــــــض است
میترسم..
کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارم باش....
کـــــــــاش ...
کــــاش میــــشد ...
... خدایــــــــا ... !
کـه در این تنــــــــهایی ،
یک دم از"یــــــاد تـــــو" غافل بودم ...
شـــاید آنــــگاه ،
دمـــی ... شک به پریشانی خــــود می بـــــردم ...!!!
آنقــدر مــــرا سرد کـــرد ؛
از خــــودش .. از عشـــق ..
کــه حـــالا بــه جـــای دلبستن ، یــــخ بستــه ام!
آهــــای !!!
روی احســاســم پــا نگذاریــد ..
لیـــز می خوریــد .!.


سکوتم را معجزه ای بدان برای زندگی آرامت !
سکوت کرده ام ....
درست به بلندی عمرتو!


خدایـــا دلــــــم بـــاز امشب گــــــرفته.!!
بیــــــا تا کمی با تـــو صـــــحبت کنـــم...
بیا تا دل کوچــــــــــکم را
خدایـــا فقــــط با تـــو قسمت کنم..!
خدایـــــا بیــا پشت آن پنــجــره..
که وا می شود رو به ســــــوی دلــــــــم!!
بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن...
که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم!!!
خدایـــا کمـــک کـــن :
که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد...
کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش...
مبـــادا بمیـــرد...!!!
خــــدایــا دلــــــم را
که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت...
اگر چه شــــــکســــــته!!!
شبــــی می فرســــتم بــرایــت...!!!
کمی خسته
کمی از یادها رفته
خدا هم ترکمان کرده
خدا دیگر کجا رفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا خیییییییییییییییییییییییییییییییییییلی دوستت دارم ![]()

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم
ومن چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیزاز من نمی ماند
ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم
درون کلبه خاموش خویش اما
کسی حال من غمگین نمی پرسد
ومن دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم
درون سینه پر جوش خویش اما
کسی حال منه تنها نمی پرسد
و من چون تک درخت زرد پاییزم
که هردم با نسیمی میشود برگی جدا از او
ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوش خود را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
بـــــه گوشــت میرســــــه روزی ....که بــعــد از تــــو چــــی شد حالــم.......
چـــه جـــوری گـــریـــه میـــکـــردم...کـــه از تو دســـت ور دارم....
نــشـــد گـــریــه کنـــم پــیــشــت....نخـــواســـتم بـــد شــه رفــتارم...
نــمی خواســـتم بفــهمی تـــو.....که مـــن طاقـــت نمـــیارم.....
دلــم واســه خــودم میــسـوخت...بــرای قـــلـــب درگـــیرم.....
یـــه روز تــو خــنده هات گفتی ..تو مــی مونی و مــن مــــیرم......
سرم رو گرم میکردم....که از یادم بـــره ایــن غـــم......
ولــی بازم شــبا تا صبح...تورو تو خـــواب میدیدم....
نمیدونســتی اینارو......چرا بایـــد میــفهمیدی...
من و دیدی ولی یکبار ازم چیزی نپرســیـــدی..........

عشق براي عشق تمنا كن، ولي خار نشو. براي عشق قبول كن، ولي غرورتت را از دست نده. براي عشق گريه كن، ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز، ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند، ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده، ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن، ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن، ولي عاشقونه زندگي كن. براي عشق بمير، ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت، باش ولي خوب باش
.jpg)
عزیزتر از جانم دلم برایت یک دنیا تنگ شده. با این دل بی قرار چه کنم که بی تابت است خاطرات را مرور می کند و اشک می ریزد نمی دانم تو به یادم هستی یا که نه ولی من هر لحظه به یادت هستم من را از چشم انتظاری در بیاور به تو گفته بودم از انتظار خوشم نمی اید چون قلبم طاقت ندارد لحظات را می شمارم یک به یک تا از من یادی کنی. نفسهای من به عشق تو همچون نسیم می وزند این روزها نفس هایم کند شده از بی تابی و بی قراری بیا که چشم انتظارم. دوستت دارم به اندازه تعداد ضربان قلب بی قرارم

ببخشم کسانی را که هر چه خواستند با من با دلم با احساسم کردند
ومرا در دوردست خودم تنها گذاردند
و من امروز به پایان خودم نزدیکم...
پروردگارا به من بیاموز در این فر صت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
خسته ام اي خدا خسته ام ...عشق !!!از كدام حكايت بي نشان حرف ميزني...عشق مرد وقتي كه خدا دستهاي من را ميان گناه وارامش رهاكرد ورفت....وقتي نگاهي براي دلم نبود...وقتي فداكاري من براي عشق وزندگي افسانه شد....ارزوهاي پاك من رنگ باخت...قلب من باغرورم شكست ومن دراوج جواني ناتوان شدم! هيچكس مرا براي خودم نخواست .... تومرانااميد كرده اي .....از خودم ....بودنم....زندگي..... چيزي براي باختن نمانده است من قماركرده ام برخلاف قانون خدا وحتي در اوج پيروزيم باختم! يك سوال....عشق را ميشود خريد؟ چه طور ميشود پاك كرد ان چه در دل است خوب وبد....پاكي و گناه..... ذهن من مثل ريشه گياه كنار مرداب پوسيده است عشق!!از كدام حكايت بي نشان حرف ميزني!!!!!!

عشقم تا کی تنهایی؟؟؟دارم دق میکنم بیا و
اشکامو واسه همیشه پاک کن تنهایی داره منو از پا
در میاره.پاهام دیگه جون نداره هر لحظه کناره
خودم حست میکنم تا دیوونه نشدم بیا و تنهاییمو
به هم بریز بیا که وقتی باشی جون میگیرم دارم
میمیرم........................
اینور،اونور شنیدم داری عروس میشی گلم
مبارکت باشه ولی، آتیش گرفته این دلم
خیال می کردم با منی، عشق منی، مال منی
فکر نمی کردم یه روزی راحت ازم دل بکنی
باور نمی کردم بخوای رآس رآسی تنهام بزاری
آخه یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری
گفته بودی عاشقمی، به پای عشقم میشینی
می گفتی هرجاکه باشی خودتوبامن می بینی
آخ که چه دردی می کشم، ای دل بیچاره بسوز
با این همه ولی هنوز، عشقت برام مقدسه
همین که توشادباشی وبخندی واسه من بسه
بااین که می دونم برات همدم وغمخوارنمیشه
آرزو میکنم دلت یه لحظه غصه دار نشه
با این که میدونم یه روز تورو پشیمون می بینم
همیشه از خدا می خوام چشماتو گریون نبینم
با این که از دوری تو دلم داری می ِترکه
ولی به خاطرتو هم،شده می گم مبارکه،مبارکه...
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت از چیست؟
برایش صادقانه می نویسم
برای آنکه باید باشد ولی نیست.
شاید که چشمانت شود تا ابد برای من
برایت می نویسم عشق چیست؟
تبشهای دلم با نفسهایت یکیست
برایت می نویسم چون که دوستت دارم
این تویی عشق باکم.نازنینم.مهربانم..
برایت می نویسم از شوق دیدار
ز جادوی نگاهت قلب من گشته گرفتار
برایت می نویسم از خاطراتم
از آن تجربه های بی ثباتم
برایت می نویسم از جدایی!!
ولی نه..!! معنی ندارد تا که با من هم صدایی..
برایت می نویسم عشق ویران می کند
خدایا این کیست که در قلبم بادشاهی می کند؟؟!